1
تلالو تولدی گمنام
آغاز درخشش را
در برکه های جلبک گرفته آرام
آلوده نمیکند
و تشنگی اش را
با عصمت حوالی سرچشمه
به دریا لبخند میزند
2
فاتحانه از دست می لغزد
قطره های آب
تشییع پیکر تنگ را
بر سفره عید می بارند
و ماهی قرمزی در تنگنای سرنوشتی عاقبت به خیر
با ضرباهنگ خیس جان کندنی شیرین
آزادتر از ماهیهای رودخانه
پایکوبی آزادی را
بالا و پایین می جهد
3
یادگار میوه ممنوعه کودکیم،
بازی پنجره های نیم بسته
راهی است تا فراخنای سیمانی بینهایتی
که هر پروازی به او ختم میشود
4
اینک
پرشی از هم اکنون به صفر
با دو پنجره بسته
و یک زمین سفت
که مرا بو میکشد
و آغوش باز میکند
استقبال این تولد دردناک را
5
بالای سرم پرواز میکنم
و در جشن تولدم
رسیدن خودم را انتظار می کشم
کسی نیست که مرا پیدا کند؟

برچسب:
نویسنده: مهدی موسویپور