آلوده بودن شده ایم آه عزیز
درگیر تو و من شده ایم آه عزیز
در حصر توهمات سیمانی شهر
ما عاشق آهن شده ایم آه عزیز
-----------------------------------
گر نظم خنده های تو مختل نمی شود
گر ناز و عشوه های تو منحل نمی شود
لطفی بکن که مشکل این روزهای من
تا بوسه بر لبت نزنم حل نمی شود
-----------------------------------
هر در که زدم بلوک سیمانی بود
تقدیر من از ازل پشیمانی بود
در آینه هم به من دهن کج می کرد
خطی که مرا به روی پیشانی بود
-----------------------------------
کابوس سیاه بود و قعر سرداب
مردی نگران نشسته بود و بی تاب
در جاده دوردست یک زن میرفت
همراه ستاره ها به سمت مرداب
--------------------------------------
دیریست تو در خواب و من در بندم ای دوست
یخ کرده در سرمای غم لبخندم ای دوست
دیگر کجا آغاز خواهد شد بهاری
وقتی که تو آبان و من اسفندم ای دوست
---------------------------------
در جستجوی نور به هر سوی تاختیم
در کوره راه ظلمت شبها گداختیم
گفتند صبح پشت همین کوههاست، آه
در انتظار صبح نشستیم و باختیم
برچسب: دو بیتی و رباعی,دو بیتی و رباعی ناب,تفاوت رباعی و دوبیتی,
نویسنده: مهدی موسویپور